
چیستآرت
بیانیه تحریم جشنواره ی
درد، نام خانوادگی ماست»
چیستآرت فجایع انسانی اخیر، جان باختن 176 قربانی شلیک به هواپیمای مسافربری، ارتحال بیش از 50 تن از هموطنانمان را حین تشییع جنازهی سردار قاسم سلیمانی در کرمان و هدف گلوله قرار گرفتن صدها تن از رشیدترین جوانانمان در جریان سرکوب اعتراضات آبان را به خانوادهی بزرگ ایران تسلیت عرض میکند.
دولت در ادامهی سرکوبهای آبانماه، به تصفیهی گستردهی فرهنگی روی آورده که طی آن اعضای اصلی کانون نویسندگان، رومهنگاران فرهنگی و دهها تن از هنرمندان و اصحاب اندیشه بازداشت، محکوم و بعضاً ربوده شدهلند.
بیتوجهی تریبونهای دولتی به این تهاجم فرهنگی سبب شد، بسیاری از هنرمندان به تحریم جشنوارهی فجر،به عنوان مهمترین رویداد هنری کشور، روی بیاورند که البته واکنشهای متفاوتی به دنبال داشت.
چیستآرت، به عنوان یک گروه مستقل با شعارِ در سوگِ ملت به سورِ دولت نمینشینیم» از جشنوارهی فجر، به عنوان نمادِ بیتوجهی هنرِ دولتی به وقایعِ نگرانکنندهی جامعه، برائت جسته، و از تحریم آن حمایت میکند.
شایان ذکر است چیستآرت بنا به حیطهی فعالیت خود در علوم انسانی، همچنان گفتوگو را روشنگر دانسته و از موافقین و مخالفین دعوت به ایراد اندیشه میکند.
باشد که روشنی باشیم.

به گزارش چیستآرت
جایزه ادبی دانشجویی اهواز، رویداد شگفتانگیزی است اگر بدانید یکی از باشکوهترین سازههای باستانی این شهر، خانهی ادبیاتِ آکادمیک است: دانشگاهِ سهگوش! ساختمانی پیر و رازآلود که همین چندسال پیش در یکی از اتاقهای زیر زمینیاش، بیش از ۶ هزار نسخهی خطی کشف شد: رتبهی سیزدهم پایگاهِ اسنادیِ isc ، لمیده بر کنارهی کارون، روبروی صخرهی فروغ.
هرچند امروزه سهگوش، موزهای دربسته نمینماید، اما علی یاری میکوشد یکی از معتبرترین مراکز ادبی ایران را احیا کند؛ دورهی نخست جایزه ادبی دانشجویی اهواز، در سال ۹۴ به کوشش منوچهر جوکار و با تیمی از داوران حرفهای برگزار شد در دانشگاه شهید چمران اهواز برگزار شد؛ نامهای معتبری چون نصرالله امامی، ابوتراب خسروی، فردین کوراوند، آرش آذرپناه، غلامرضا رضایی و محمد طلوعی، متضمن سطح بالای داوری به شمار میرفت اما استقبال از بخش داستان ابداً در حد یک جشنوارهی ملی نبود. تبلیغات ضعیف، عدم استقلالِ کانون ادبی و انجمنِ علمی دانشگاه و اهمالِ معاونت فرهنگی در تامین بودجهی درخور از عمده دلایل ناکامی دورهی نخست جایزه ادبی دانشجویی اهواز در جذب مخاطب بود.
چیستآرت برای دومین دورهی این جایزه ادبی، آرزوی موفقیت دارد.
شناسه جایزه ادبی را در شناسنامه فراخوان بخوانید.

به گزارش چیستآرت
به همت انجمن ادبی سیمین و بنا به وعدهی سید محمد حسین حسینی ، جایزهی ادبی سیمین، دومین سال متوالی در تقویم جوایز داستان فارسی حضور پیدا میکند؛ این درحالیست که:
اولاً هنوز کسی نمیداند چه ارتباطی میان نام جایزه (سیمین) ، روز اختتام (بزرگداشت شهریار) و ابیاتِ مندرج بر تندیس (از مولانا) و شاهدبازی سیمینزنخندانان با کل ماجرا وجود دارد.
دوماً هنوز هیچ خبری از پوسترِ فراخوان، صفحهی رسمی مجازی و دبیرخانهی ثابت و مستقل نیست.
سوماً هیچ شفافیتی در مورد تعداد دقیق آثار ارسالیِ دورهی نخست، میزان جوایز و هیئت داوری وجود ندارد و تنها آمار رسمی، ارقامی ست که سرکار خانم ندا پیشیار در مراسم اختتامیه اعلام فرمودند.
لازم به یادآوریست هنوز موسسهای ادبی به نام سیمین از وزارت فرهنگ و ارشاد پروانه فعالیت ندارد؛ هرچند انجمن ادبی سمین، به عنوان یک مرجع قانونی میتواند اقدام به برگزاری مسابقات ادبی کند، اما گاهاً به اشتباه مجری این جایزه ادبی موسسه ادبی” ذکر شده و در این رابطه واکنش روشنگری از سوی جناب امیرحسین افشار، دبیر انجمن ادبی سیمین صورت نگرفته.
باری، میطلبد جایزه ادبی سیمین، پاسیاد سیمین دانشور، نویسندهی فقید ایرانی، با پشتوانهی بیش از پانصد نویسنده و نامهایی چون:
یگامنه شیخ الاسلامی، سارا فعال و مولود علیزاده فاضل، بیشتر قدردان اعتماد مخاطبین خود باشد؛ آرزومندیم در دورهی پیشرو، شاهد رفع کاستیها و رشد این جایزهی ادبی باشیم.
شناسه جایزه ادبی را در شناسنامه فراخوان بخوانید.

به گزارش چیستآرت
پاییز امسال، فصل جشنوارههای موضوعیتیست؛ جشنوارههای داستانِ ایرانی، ریحانه، خاتم، انقلاب، جشنواره میخواهم بمانم، شهر من و البته دومین دورهی جشنوارهی سراسری داستانکوتاه آهن. منتقدینِ جشنوارههای موضوعیتی معتقدند با اعمالِ چهارچوبهای نظری هم خطرِ خودسانسوری در میانست هم هشدارِ سفارشینویس بار آمدن؛ اما جشنوارهی آهن پذیرای موضوعات آزاد نیز بوده و سال گذشته با برگزاری کارگاههای حرفهای و چاپ وزین آثار، نشان داد دستاندرکارانِ دردآشنا و پاکدستی دارد. تداوم و پایمردی شرکت گلگهر سیرجان هم، بهعنوان بانیِ ویژهی جشنوارهی آهن خبر از دغدغهمندی صنعتکارانِ این خطّه میدهد تا جایی که ابوذر حلوایی، مدیر سابق روابط عمومی گلگهر سیرجان اعلام کرده بود:میخواهیم سیرجان قطب هنر کارگری باشد!». که البته هیچ بیانیهای در تشریحِ #هنر_کارگری ارائه نفرمودند.!
باری، جشنوارهی سراسری داستانکوتاه آهن در اولین دورهی خود بیش از 500 اثر و سابقهای نیک ثبت کرده و با توجه به حجم نامهای خوشآتیهای مانند به:
کاظم حاجیآقایی
سمانه استاد
معصومه قدردان
آرش محمودی
ندا نوبخت
حمید بابایی
احمد سوسرایی
افرا سرنایه
و.
که در این رویداد شرف حضور داشتهاند ، انتظار میرود امسال به عضویت باشگاه هزارداستانیها درآید.
1. شناسنامه جشنواره آهن
2. ملاحظات و طریقه ارسال اثر به جشنواره آهن
جشنواره داستان آهن
جشنواره داستان کوتاه سیرجان
مسابقه داستان نویسی آهن
جشنواره داستان معدن

به گزارش چیستآرت
جشنواره داستان سقلاتون، محصولِ انجمن داستانیست که مرتضیخلیلی برای گچساران به میراث گذاشت و در دورهی چهارم، با مدیریت کورش قبادی به تقویمِ جشنوارههای داستان پا گذاشته؛ با یک صفحهی مستقلِ مجازی و پوستری نیمبند و نازیبا. بدتر از همه اینکه نوشتههای پوستر، عاری از غلط دستوری نیست و یک "را" عین قرنچهارم توی متن ول میچرخد.
چیستآرت آرزومند است ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی کهکیلویهو بویراحمد که پیش از این با تعطیلیِ جشنوارهی داستان متیل، نشان داده حارسِ داشتههای خود نیست، در مورد سقلاتون با دیدهی بازتری برخورد داشته باشد؛ فراموش نکنیم نامهایی مانند به:
ابوتراب خسروی
محمدجواد جزینی
حسن بهرامی
مجتبی شولافشارزاده
مجتبی هژبری
انوشا منادی
آرش محمودی و.
به این رویداد اعتبار میبخشند؛ نامهایی که میتواند جشنواره سقلاتون را در زمره جشنوارههای مهم داستانِ جنوب معرفی کند.
1. شناسنامه جشنواره سقلاتون
2. ملاحظات و طریقه ارسال اثر به سقلاتون
جشنواره داستان سقلاتون
جشنواره داستان گچساران
چهارمین دوره جشنواره داستان سقلاتون

۞ ید الله فوق ایدیهم ۞
چیستآرت، ضمن عرض تسلیت عزای حسینی به شیعیان، به استحضار حامیان محترم دادخواست ادبی علیه اقدامات نشر عطران میرساند، در پی حذف اطلاعات یک سال فعالیت نشر عطران در حوزهی برگزاری جشنوارههای بهظاهر ملی و بینالمللی و اثبات آنچه چیستآرت مصرانه بر آن راسخ بود، طی این مدت جشنوارههای داستان کوتاه نارنج و فسون و تارنماهای میمصاد (خانهی امن مجازی) و مجلهداستانی بیدار حمایت رسمی خود را اعلام نمودند که چیستآرت همینجا مراتب سپاسگزاری را بهکمال اعلام میدارد.
.
با این وجود نشر عطران، تنها 17 روز پس از پایان مهلت ارسال آثار اقدام به اعلام نتایج سومین جشنوارهی فاخته نمود و طبق رویهی سابق، تصویری از مراسمی دیگر [یکی از سیمنارهای مجموعهی افام (afamevents.ir)] را قرض گرفته، اسامی 25 نفرهی خیالی را که برندهی میلیونها تومان جایزه نقدی شدهاند اعلام نمود. کسانی که هنگام جستوجوی اینترنتی هیچ ردی از نامشان نیست، مگر در تارنمای عطران.
عطران اما لو میدهد که برندگان باید با انتشارات تماس بگیرند و با ارائهی مدارک (کپی کارت ملی + نام داستان!!!) روند دریافت جایزه را طی کنند. و حالا سه مسئله مطرح میشود:
۱. اختتامیهای در کار نبوده و آن عکس یا هر عکس دیگری علنا دروغ است.
۲. برای جلوگیری از سواستفادهی افرادی مانند خودشان از این گمنامی، ذکر نام داستان را توسط تماسگیرندهای که فقط و فقط طی چهار روز و پس از عبور از هزارتوی فرامین امنیتی عطران خود را یکی از این نامها معرفی کند و کارت ملی #جعلیی ارائه دهد، اامی میداند.
۳.مگر هر فرد هنگام ثبت نام اطلاعات خود را وارد نکرده است؟ یعنی تماس با 25 نفر این قدر مشکل است؟ اینها همگی مظاهر عینی دروغی بزرگند.
در مقابلِ اسامی غیرقابل ردگیری 25 برنده، 294 نام دیگر هم بهعنوان شرکتکننده [بخوانید: فریبخورده] یه چشم میخورد که بهجای برندگان درجهی یک، افتخار چاپ [و بعداً خرید] آثارشان، نصیبشان شده. نامهایی که همگی در جستوجوی اینترنتی و در ارتباطی مستقیم با موضوعات ادبی بهوفور یافت میشوند.
معادلهی سختی نیست: 25 نفر خیالی که در یک اختتامیهی خیالی پول و اعتبار نصیبشان شده و 294 نفر واقعی که هزینهی خرید کتابی بیسر و ته را میدهند!
چیستآرت مفتخر به همراهی حمایت بیش از 130 نویسنده و نهاد ادبی اعلام میدارد که این دادخواست ادبی همچنان و راسختر از پیش در جریان بوده و تا رسیدن به نتیجهی مطلوب که همانا احقاق حقوق بیش از هزار نویسندهی کشوری است متوقف نخواهد شد.

به گزارش چیستآرت:
به حقِ فرهنگ و به نام ادبیات، نشر عطران را بنا به:
تحریم کرده، خواهان خاموشیِ این سپیدهی کاذب و احقاق حقوقِ مادی و معنوی شرکتکنندگانِ صاحباثر است.
باشد که راستبانِ ادبیات باشیم.
متن کامل دادخواست ادبی علیه نشر عطران، به همراه فهرست حامیان این دادخواست در صفحه ی رسمی چیستآرت قابل دسترسی است؛ چنانچه تمایل به همراهی دارید می توانید تا شنبه 9 شهریورماه 1398 به جمع حامیان دادخواست ادبی علیه نشر عطران و جشنواره ی فاخته و شهنواز بپیوندید.
متن کامل یادداشت را در صفحه ی رسمی چیستآرت دنبال کنید.

به گزارش چیستآرت:
نشر عطران، در سال 95 با تکیه بر کتب مربوط به مهندسی آب و فاضلاب شروع به کار کرده، امروز دارای یک ماهنامهی رسمیِ زیستمحیطی به نام زیستبان” است. نشر عطران در سال ۹۷، تعداد ۵ جشنواره ملی/ادبی برگزار کرد که اولین دورهی جشنواره فاخته” پنجمین مورد از این سلسلهجشنوارههاست. جشنواره فاخته در اولین دورهی برگزاری خود ادعا کرد ۱۴ هزار اثر را ظرف مدت ۱۵ روز بررسی کرد؛ در نهایت ۲۰ برگزیده که وجود خارجی نداشتند نویسندهگان برتر اعلام شده و عکسهای اختتامیه نیز قلابی از آب درآمد. در ادامهی این ی، کتاب جشنوارهی پنجم، به نام چهرزاد، با قیمتی نجومی به خودِ شرکتکنندگان فروخته شد: کتابی پانصد صفحهای، بدون فهرست و پایان، به نام عادل علاف”، در حالیکه تنها ۵۰۰ کلمه از هر اثر در آن چاپ شده بود! پیشتر، عباس علاف نیز، همین رفتار را با مجموعه مقالات همایشی با موضوع آب و فاضلاب در نشر عطران انجام داده بود.
چیستآرت، دیماه 97، طی یادداشتی به افشاگری در مورد این موضوع پرداخته، در مورد برگزاری دومین دورهی فاخته توسط نشر عطران هشدار داد؛ اما فاخته دومین دورهی خود را نیز برگزار کرد و اینبار برگزیدگان خود را نه از دلِ داستانهای تخیلی، که از اعضای تحریریهی ماهنامه”زیستبان” برگزید؛ البته عکسهای اختتامیهی این دوره نیز مربوط به یک همایشِ آنور آبی، و قلابیست و.
متن کامل یادداشت را در صفحه ی رسمی چیستآرت دنبال کنید.

به گزارش چیستآرت:
نشر جام جم از زیر مجموعههای موسسهی فرهنگی و مطبوعاتی( وابسته به سازمان صدا و سیما )، پس از یک تعطیلی موقت، بهمنماه سال گذشته با قاسم صفایی نژاد احیاء شده، چابکی» و نوآوری» را شعارِ معرف خود قرار داد و الحق هم به خوبی از پسِ مورد اول برآمده: انتشار چندین کتاب اعم از چاپی و صوتی، برگزاری جشنواره خودنویس و معرفی کانال صوتی قناری، همه شاهدیست بر این مدعا.
چابکیِ این نشر سبب شده هنوز عرق از جبین داورِ دورهی قبل خشک نشده ایشان را دبیر یک جشنوارهی تازه معرفی کنند؛ جشنوارهای که تمامِ گزارههایش تحت تاثیر این شتاب، یک قدم از خودشان عقبتر ماندهاند: نامِ فعلی جشنواره(میخواهم بمانم) شبیه به موضوع، و موضوعش(نه به سقط عمدی جنین) شبیه به موضعِ هدف یا شعارِ بخشِ ویژه است!
توجه داشته باشید که سوای تمامِ بحثها بر سر مقبولیت یا ردّ جشنوارههای موضوعی، پیشتر بحث روی گزارههای خنثایی چون مرگ، روستا، طبیعت و… بود و یکهو میدیدی داستانِ حائزِ رتبهی اول در ستایش خودکشی بود و داستان دومی در قداستِ زندگی. یک شخصیت از روستا میرفت، یکی برمیگشت و لبّ کلام: جا برای ادبیات، همان ادبیاتی که یکی از محصولاتش گیر دادن به درزِ نظریاتِ پذیرفته شده»ست باز بود و حقِّ انتخاب دیدگاه برای نویسنده محفوظ بود.
البته وجیهه سامانی، خود از اهالی دل است و باید منتظر ماند دید تمهیداتش میتواند جشنواره داستان میخواهم بمانم» را محمل روایتی آزاد در سطح ملی معرفی کند یا خیر.
1. شناسنامه جشنواره می خواهم بمانم
2. ملاحظات و طریقه ارسال اثر به جشنواره می خواهم بمانم
جشنواره داستان
درباره این سایت